تبليغاتX
هر چی بخوای این تو بیدا میشه

هر چی بخوای این تو بیدا میشه

فیلم-عکس-بیوگرافی-آهنگ-دانستنی و اطلاعات عمومی جالب و صدها مطلب جذاب

یه روز یه خانومه که ماشینش قدیمی و خراب شده بوده تصمیم میگیره که به شوهرش یه جوری غیر مستقیم بگه که یه ماشین نو میخواد.
به شوهرش میگه عزیزم روز تولدم نزدیکه. لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو تو ۴ ثانیه بره و رنگش هم آبی باشه.
حالا حدس بزنین شوهرش برا تولد خانومه چی می‌خره؟
خداييش اول حدس بزنيد بعد عكس رونگاه كنيد

http://iraks.ir/images/2z8dujqeapq6mbc8vxcu.jpg

نوشته شده در 89/09/22ساعت 8:58 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

 

 

نوشته شده در 89/09/22ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

به طور حتم یکی از زمینه های نرم افزاری که شرکت های زیادی در آن با هم در رقابت هستند، تولید نرم افزارهای پخش صوت و تصویر می باشد که یکی از نیازهای مهم کاربران هم می باشد و همیشه باید کامل ترین امکانات و کدک های پخش را در نظر بگیرند تا کاربران بین این رقابت های تنگاتنگ بهترین را برگزینند و از آن بهره ببرند.

یکی از نرم افزارهایی که به تازگی از محبوبیت خاصی میان کاربران برخودار شده است، محصولی قوی، سبک و نسبتا کم حجم از شرکتی کره ای است به نام KMPlayer که واقعا در زمینه پخش صوت و تصویر بی نظیر است و رقیبانی همچون Winamp و JetAudio را پشت سر گذاشته است. این برنامه حرفه ای اکثر فرمت های متنوع صوتی تصویری همچون VCD، DVD, AVI, MKV, Ogg Theora, OGM, 3GP, MPEG-1/2/4, WMV, RealMedia, و QuickTimeرا پشتیبانی می نماید و با استفاده از کدک های داخلی موجود در داخل نرم افزار بدون هیچ مشکلی توانایی پخش تمامی فایل ها را داراست. همچنین نرم افزار KMPlayer به شما امکان کپچر صدا و تصویر را از روی فایل های مالتی مدیا می دهد.

از ویژگی هایی دیگر
نرم افزار که هر کاربری را به سمت خود می کشد، می توان به ساده و جذاب بودن محیط کاربری برنامه، تنوع در پوسته ها، اعمال افکت های متنوع بر روی فایل ها، اعمال تنظیمات گوناگون و کارا، سازگاری با پلاگین های Winamp، پشتیبانی عالی از دوربین های دیجیتالی و صدها مورد دیگر اشاره نمود.

 

ویژگی های کلیدی نرم افزار KMPlayer 3.0.0.1439

    * قابلیت پخش انواع فایل های صوتی تصویری همچون avi, mkv, mov, mp4, 3gp, ogg theora, ogm, rmvb mpeg1/2, vob, wmv, dvr-ms , ASF,OGG,MP3,AAC,MPEG PS,MPEG
    * پشتیبانی از آلبوم های صوتی فشرده (Zip & Rar)
    * قابلیت نمایش توضیحات مربوص به هر فایل از جمله نام خواننده، آلبوم و ... با پشتیبانی از یونیکد
    * قابلیت پخش فایل های تصویری Google Video (GVI), Flash Video (FLV), Nullsoft Streaming Video (NSV), PMP
    * قابلیت پخش فایل های مخصوص نرم افزارهای Real Player و Quick Time با بهره گری از decoder های مربوطه
    * سازگاری کامل با انواع دوربین های دیجیتالی
    * قابلیت پخش قدرتمند DVD باکیفیت عالی
    * پشتیبانی از فایل ها قلش Adobe Flash (SWF)
    * دارا بودن دکدرهای تصویری زیر : DivX, XviD, Theora, WMV, MPEG-1, MPEG-2, MPEG-4, VP3, VP5, VP6, H263(+), H.264(AVC1), CYUY, ASV1/2, SVQ1/3, MSVIDC, Cinepak, MS MPEG4 V1/2/3, FFV1, VCR1, FLV1, MSRLE, QTRLE Huffyuv, Digital Video, Indeo3, MJPEG, MPNG SNOW, TSCC, Dirac, VC-1, RealVideo, SMC
    * دارا بودن دکدرهای صوتی زیر : AC3, DTS, LPCM, MP2, MP3, Vorbis, AAC, WMA, ALAC, AMR, QDM2, FLAC, TTA, IMA ADPCM, QCELP, EVRC, RealAudio
    * قابلیت وسعت 2 کانال پخش به چند کاناله
    * قابلیلت پشتیبانی از پلاگین های نرم افزار Winamp
    * پشتیبانی از انواع رندرهای ویدوئی از جمله Old Video Renderer, Overlay Mixer, VMR Windowed, VMR Renderless, DirecDraw RGB/Overlay, OpenGL, Direct3D (DX7, DX9) YUV/RGB, Null(Uncompressed/Compressed), Haali's Video Renderer
    * قابلیت اعمال پردازش های ساده و حرفه ای بروی فایل های تصویری مانند ایجاد تصویر آینه ای، چرخش تصویر، تفییر اندازه، تجزیه و ترکیب تصویر، کنترل رنگ ها و اعمال افکت های مختلف
    * قابلیت کپچر صوت و تصویر از روی فایل ها
    * قابلیت ایجاد حاشیه برای فایل های ویدوئی
    * دارا بودن انواع Visualization و Equalizer متنوع و زیبا
    * پشتیبانی از انواع فرمت های زیرنویس
    * قابلیت اعمال تغییرات بروی نوشته های زیرنویس همانند تغییر فونت، تغییر اندازه و رنگ نوشته، اعمال تغییرات Bold/Italic/Underline بروی نوشته
    * قابلیت ایجاد افکت های مختلف بروی زیر نویس ها مثل چرخش و معکوس سازی مناسب برای project output
    * قابلیت استفاده از پوسته های متنوع و زیبا
    * قابلیت نمایش اطلاعات مربوط به فایل در حال پخش
    * پشتیبانی از Skin فشرده (zip -> KSF)
    * قابلیت تغییر رنگ زمینه پوسته ها و شخصی سازی پوسته های برنامه
    * قابلیت تعریف کلید های مناسب جهت استفاده راحت تر از برنامه
    * قابلیت تعریف و ایجاد دستورالعمل های مناسب جهت استفاده از موس
    * پشتیبانی از کلید های مالتی مدیا موجود بروی کیبورد
    * قابلیت جستجوی کدک های جدید بصورت آنلاین
    * پشتیبانی از زبان های گوناگون
    * اشغال سازی کم حافظه توسط نرم افزار KMPlayer
    * قابلیت پخش در زمینه دسکتاپ
    * قابلیت ذخیره سازی و بازگردانی تنظیمات، نشانه گذاری شده ها و علاقه مندی ها
    * قابلیت تکرار قدرتمند بصورت A-B
    * قبلیت استخراج زیر نویس از روی فیلم ها
    * سازگاری کامل با تمامی ویندوز ها

تغییرات فنی در ساخت 1439 نرم افزار KMPlayer

    * DXVA2 H.264 پیشرفت کرده است.
    * مشکل MPEG2 رفع شده است.
    * مشکل پخش صدا در حین نمایش فیلم حل شده است.
    * سرعت شروع پخش فیلم بهتر شده است.
    * کدکهای MP2, ATRAC3, H.261 رفع عیب شده اند.
    * هماهنگی بین پخش تصویر و صدا انجام شده است
.

دانلود

 

نوشته شده در 89/08/29ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد

در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد . . .

 

برای خواندن بقیه اس ها به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
نوشته شده در 89/08/23ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

باران که می بارد تو می آیی باران گل، باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آئینه باران شعر و شبنم و شبدر


باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری


غم می گریزد، غصه می سوزد شب می گدازد، سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد


از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی
غم می کشد ما را و می بینی دل می کشد ما را تو می دانی

 

 

 

 

نوشته شده در 89/08/17ساعت 8:13 قبل از ظهر توسط محسن دادمهر| |

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....

مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ...

به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد...
اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود...
و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...

با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم...

هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند!

نوشته شده در 89/08/15ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

نوشته شده در 89/08/14ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

 

 

برای دیدن باقی عکس ها رو لینک ها کلیک کنید

1                10

2                 11

3                  12

4                  13

5                   14

6                  15

7                   16

8                   17

          18

نوشته شده در 89/08/12ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

عکس های بسیار زیبا از جشنواره مد شکلات ( بخش اخصاصی وبلاک از دست ندید )

برای دیدن عکس ها با کیفیت عالی رو لینک های زیر کلیک کنید

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

آخرین عکس

نوشته شده در 89/08/11ساعت 9:41 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود
یکم کنجکاوی پشت “همینطوری پرسیدم
قدری احساسات پشت “به من چه اصلا
اندکی درد پشت “اشکال نداره”هست

 

خداوندا
تو در قرآن جاويدت هزاران وعده ها دادی
تو می گفتی كه نامردان بهشتت را نمي بينند
ولي من با دو چشم خويشتن ديدم
كه نامردان به از مردان
ز خون پاک مردانت هزاران كاخها ساختند

 

دوستت دارم

حتي اگر قرار باشد

شبي بي چراغ، در حسرت يافتنت

تمام پس كوچه ها را

زير باران، قدم بزنم.

 

نه از حادثه خبری هست

و نه از اعجاز آن چشم های آشنا

از دلتنگی ها هم که بگذریم

تنهایی

تنها اتفاق این روزهای من است ...

 

هرگز نخواهی فهمید که جز خدا به کسی‌ نیاز نداری، مگر زمانی‌ که جز خدا کسی‌ را نداشته باشی

نوشته شده در 89/08/11ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

 

            امشب شعري از ايرج ديهيمي مي‌گذارم.چيز ديگري به ذهنم نمي‌آيد.

توضيح  آن‌كه در بالاي شعر نوشته شده است : خوش‌به حال روزگار! ، خوش به حال دختر ميخك كه مي‌خندد به ناز ! با احترام به فريدون مشيري.

 

پاسخي در وحشت به ساده لوحي

 

            بوي آتش ، بوي وحشت ، بوي خون

          شاخه‌ها زخمي ز پرواز جنون

آسمان‌ِ تيره و تار و سياه

                   شب ، لجن ، شلاق ،چاه

مهر بي‌مهري به‌روي هرچه هست

كورچرخ اين مسلسل‌هاي مست

                   هم‌صدا با موج‌هاي انفجار

                   ك...‌ِ خوار روزگار

......................................

چشمه خشكيده‌است و دشت افسرده‌است

دانه‌هاي شاد را غم برده‌است

وقتي آتش هست و مغز استخوان

ردّ شلاق است بر پشت جهان

تا كه آدم ارّه در لاي لجن

تا تبسم جرم بر لب‌هاي من

                   ك...‌ِ خوار دختر ميخك كه مي خندد به ناز

                   ك...‌ِ خوار غنچه هاي نيمه‌باز

 

(شعر از كتاب در اين پيچ‌پيچ مه آلود ، انتشارات كوچك ، چاپ اول 1383)

نوشته شده در 89/08/09ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

 

سلام

اين‌بار يك شعر گذاشتم از هادي خرسندي عزيز.توضيح بدهم كه هادي خرسندي شاعر و طنزپرداز ايراني مقيم لندن است.سال‌هاست كه از ايران گريخته و به هر حال مثل الباقي نويسندگان ايراني در ديار غربت و در حسرت بازگشت به ايران مي‌نويسد و كار مي كند.هادي خرسندي چند برنامه نمايشي با پرويز صياد هم اجرا كرده و تحت عناوين مختلف مثل شبي با هادي خرسندي و صمدش ، هادي و صمد –صد سال بعد و ...توانمندي‌هايش را در اجراهاي نمايشي نيز نشان داده‌است.

اگرچه با ديدگاه راديكال هادي خرسندي موافق نيستم و اعتقاد دارم كه او بسياري از موارد راه را تند مي‌رود وليكن هادي آنقدر شيرين هست كه باز هم مشتاق ديدن و شنيدن حرف‌هاي او باشم.براي اين پست شعري از هادي خرسندي تحت عنوان "كاش ما هم چارلي چاپلين داشتيم" انتخاب كرده‌ام كه در ادامه مطلب مي‌توانيد بخوانيد.باز هم خواستيد بگوييد تا برايتان از هادي خرسندي مطلب بگذارم.

فعلا.....

 

کاش ما هم چارلی چاپلین داشتیم
ختنه کرده تابع دین داشتیم

با همان کفش و کلاه و آن عصا
ظهر اذان میگفت با بانگ رسا

توی فیلم لایم لایت میزد قمه
تا بریزد خون او یک عالمه

چندتایی بیوه ناب شهید
صیغه میفرمود در عصرجدید

توی فیلم « روشنایی های شهر»
رشدی بدکاره را میداد زهر

غسل میکرد و به خود میبست لُنگ
توی فیلم «کنتسی از هنگ کنگ»

کاش ما هم چارلی چاپلین داشتیم
از برایش درس و تمرین داشتیم

مدتی در حوزه منزل مینمود
مشق توضیح المسایل مینمود

مثل طرز شاش کردن با اصول
همچنین اندازه و سایز دخول

یا که طرز عشقبازی با شتر
شستن پایین تنه در آب کر

کاش ما هم چارلی چاپلین داشتیم
یک عدد آخوند شیرین داشتیم

بر سر خود مینهادی گاه گاه
کاشکی عمامه جای آن کلاه

ناگهانی سبز میشد از زمین
حجت الاسلام چارلی چاپلین

رشوه ازگبر ومسلمان میگرفت
داد خود از بند تنبان میگرفت

صیغه های زیر سن شانزده
مینمود ارشاد از سر تا به ته

منزلش در سلطنت آباد بود
خانه تیمسار خسروداد بود

اعتقادش محکم ، ایمانش قوی
رختخوابش مال شمس پهلوی

فرشهای خانه اش یک در میان
مال حیّ و ثابت و القانیان

راست بهر حفظ مذهب نیزه اش
درد مستضعف همه بر بیضه اش

قربتاً لله گرم لفت و لیس
حجره در قم داشت ویلا در سوئیس

آرزوی او نجات شهر قدس
رختش از لندن فروشگاه هرودس

***

بر زمین بنشست آقا سیدعلی
گفت قبل از اختراع صندلی!

کاش ما هم چارلی چاپلین داشتیم
فیلم او در خدمت دین داشتیم

یک نفر چارلی خوب و مکتبی
پیرو من یا خمینی یا نبی

روح چارلی داد پاسخ ای عمو
باز باطل کرده ای از خود وضو

چارلی گر بود در ایران زمین
بود جایش توی زندان اوین

میشدی تاراج اموالش همه
چوبدست و دستمال و قابلمه

جرم او خنداندن مردم بُدی
دشمن جانش رژیم قم بُدی

تو صمد را از وطن دادی فرار
چارلی چاپلین هوس داری برار

در خور تو رمبو است و راکی است
آن دو را هم مذهب سفاکی است

یکنفر بوده همه مولایتان
حق بیامرزد دراکولایتان

نوشته شده در 89/08/09ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

پارک آسمانی و ترسناک ترین استخر جهان در سنگاپور

مجتمع پارک شنی آسمانی Sands SkyPark به مساحت 12 هزار و چهارصد مترمربع دارای 250 نوع مختلف درخت و 650 نوع گیاه که یکی از گرانترین کازینوهای جهان را در خود جای داده است 24 ژوئن در سنگاپور گشایش یافت. این پارک برای پذیرش 4 هزار نفر گنجایش داشته و در ارتفاع 200 متری بر بام سه برج 55 طبقه هتل - آسمان خراش Marina Bay Sands قرار گرفته و این سه برج را بهم متصل می کند ضمن اینکه ترسناک ترین استخر جهان نیز در آن قرار دارد که در بالای طبقه ۵۵ است و نمای شهر به زیباترین حالت در حال شنا قابل مشاهده است.

مساحت این پارک برابر با مساحت سه زمین فوتبال است و استخری به طول 152 متر را در خود جای داده که بزرگترین و ترسناک ترین استخر روباز جهان در چنین ارتفاعی است. طول این استخر ۱۵۲ متر است و همانطور که در تصاویر می بینید دارای لبه نیست و اگر شما به کناره ها بروید به جای اینکه به پایین سقوط کنید به درون یک حوضچه می افتید که دور تا دور این استخر را فرا گرفته و نقش دیگر آن پمپ کردن آبی است که از کناره های استخر به پایین می ریزد و برگرداندن دوباره آن به داخل استخر است. این پارک توسط Moshe Sadie طراحی شده. هزینه ساخت این مجتمع بمبلغ 8 میلیارد دلار توسط سرمایه گذاران تامین شده است و سرمایه گذار اصلی آن، شرکت Las Vegas Sands آمریکاست.

 

برای دیدن بقیه عکس ها روی لینک های زیر کلیک کنید

1

2

3 

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

اگه جالب بود که میدونم جالب بود  نظر یادتون نره

نوشته شده در 89/08/09ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

 

 

به سه ڇيز تكيه نكن:غرور،دروغ و عشق ادمي با غرور مي تازد با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر پياده هم شده است سفر كن، در ماندن مي پوسي
-------------------------------------------------------------
حرف هايي هست براي گفتن كه اگر گوشي نبود،نميگوييم و حرف هايي

هست براي نگفتن،حرف هايي كه هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمي اورند

و سرمايه هر كسي به اندازه ي حرف هايي كه براي نگفتن دارد
----------------------------------------------------------------------
با تو همه رنگهاي اين سرزمين را اشنا ميبينم
--------------------------------------------------
ايمان بي عشق اسارت در ديگران است و عشق بي ايمان اسارت در خود.
------------------------------------------------------------------------------------
ترجیح میدم در خیابان راه بروم و به فکر خدا باشم تا آنکه در مسجد باشم و به فکر کفش هایم . . .
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست خدا جايگزين همه ي نداشتن هاست
----------------------------------------------------------------------------------
در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است تقيه ي درد زيباترين نمايش ايمان است
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
-وقتي نميتواني فرياد بزني ناله نكن خاموش باش!!! قرن ها ناليدن به كجا انجاميد؟؟؟
--------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر خودم بودم و خودم فلسفه ميخواندم و هنر تنها اين دو است كه دنيا براي من دارد خوراكم فلسفه و شرابم هنر و ديگر بس...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتي عشق فرمان ميدهد محال سر تسليم فرو مي اورد
---------------------------------------------------------------
علي تجلي عدالت مظلوم در طول تاريخ است
-------------------------------------------------
خدايا در برابر هر انڇه انسان ماندن را به تباهي ميكشاند مرا با نداشتن و نخواستن رويين تن كن
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و حقيقت دينم شد و راه رفتنم.و خير حياتم شد و كار ماندنم و زيبائي عشقم شد و بهانه زيستن...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوست داشتن از عشق برتر است و من هر گز خود را تا سطح بلندترين قله هاي عشق اي بلند پايين نخواهم اورد...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انسان خدا گونه اي در تبعيد است
-------------------------------------
هر كس به ڇيزي تبديل ميشود كه به ان عشق ميورزد

اگر سنگي را دوست داشته باشي سنگ ميشوي

اگر هدفي را دوت داشته باشي به ان هدف تبديل ميشوي

اگر به فردي عشق بورزي ان فرد ميشوي

و اگر به خدا عشق بورزي خدائي ميشوي

اينك انتخاب با تو است...!
---------------------------------
زنده بودن را به بيداري بگذرانيم،كه سال ها به اجبار خواهيم خفت...
-------------------------------------------------------------------------------
بدتر از توجيه هاي غلط،توجيه هاي درست!!يعني تكيه كردن بر يك حقيقت براي پايمال كردن حقيقت ديگر
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خدايا...به من بگو تو خود ڇگونه ميبيني؟ ڇگونه قضاوت ميكني؟ ايا عشق ورزيدن به اسم ها تشيع است؟يا شناختن مسمي ها
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
-------------------------------------------------------------------------------------
در روزگار جهل شعور خود جرم است.

مصداق اين دوره زمونه
------------------------------------------
در عطا كردن است كه ستوده ميشويم و در بخشيدن است كه بخشيده مي شويم.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
وقتي خواستم زندكي كنم راهم را بستند

وقتي خواستم ستايش كنم كفتند خرافات است

وقتي خواستم عاشق شوم كفتند دروغ است

وقتي كريست كفتند بهانه است

وقتي خنديدم كقتيند ديوانه است

دنيا را نكه دارد مي خواهم بياده شوم
-------------------------------------
در عجبم از مردمي كه خود زير شلاق ظلم و ستم زندكي ميكنند و بر حسيني ميگريند كه ازادانه زيست...
_________________
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را

بالا ببري
_________________
عشق يك فريب است و دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمي و بي انتها....
_________________
در دشمني دو رنكي نيست كاش دوستان هم در موقع خود جون دشمنان بي ريا بودند...
_________________
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن عشق بينايي را ميگيرد دوست داشتن ميدهد
_________________
اگر دوست داشتن به حد اخلاص رسيده باشد دوست داشتن را به دوست همانند ميكند
_________________
دلي كه از بي كسي غمگين است هر كسي را ميتواند تحمل كند...

(جمله قشنگيه ها دوباره بحون)
_________________
مرا كسي نساخت خدا ساخت نه انجنان كه كسي ميخواست كه من كسي نداشتم كسم خدا بود.كس بي كسان او بود كه مرا ساخت ان جنان كه خودش خواست
_________________
مصلحت گفتن خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تایید و تعریف کردن شیرین اما حقیقت تلخ است.
_________________
سکوت عجب رسایی است آنجا که حنجره ای برای فریاد نمیماند.
_________________
تحصیل کرده ها ممکن است آغاز کننده خوبی باشند ولی پایان دهنده و عمل کننده ها در ایدئولوژی ها توده ها هستند
_________________
شگفتا!!وقتی که بود نمیدیدم.وقتی میخواند نمیشنیدم وقتی دیدم که نبود

وقتی شنیدم که نخواند.
_________________
خدایا خودخواهی را چنان در من بکش یا چندان بر کش تا خودخواهی دیگران را

احساس نکنم.و ار آن در رنج نباشم
_________________
من آن نی خشکم که بر لب های نوازشگر نا پیدای تو که قصه فراق را در من

مینوازی به قربت خویش پی بردم
_________________
نیاز نشانه نقص نیست .کسی که تابلوی زیبایی را میشکد همیشه نیاز دارد

کسانی را از آن دیدن کنند. شاعر نیاز دارد تا شعرش خوانده شود.
_________________
انسان بیش از زندگی است آنجا که هستی پایان می یابد او ادامه میابد.
_________________
اگر از سکوت به خشم آمدی سکوت کن...
_________________
_________________
گناه است دوری ات
من وقتی با تو بودم نیز دلم برایت تنگ می شد!
بگذار هر چه نمی خواهیم بگویند، بگذار هر چه نمی خواهند بگویی
باران که بیاید
از دست چترها کاری ساخته نیست
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم
تو کوچک شدی؟
یا قلب من بزرگ شد؟

نوشته شده در 89/08/08ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

نوشته شده در 89/08/08ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

سياوش قميشی از کجا می آيد ؟ متولد اهواز، بیست و یکم خرداد 1324 يکسالم بود که به تهران آمدم ... و سيزده چهارده سال داشتم که به لندن رفتم، پدرم تاجر بود و مخالف بود که من وارد کار موسيقی شوم، ولی مادرم با طبع شاعرانه ای که داشت با من و کار موسيقی من موافق بود ... دو برادر و يک خواهر که همه از من بزرگتر هستند. به نام های:سیروس، سیامک و سیمین.
چطور وارد کار موسیقی شدید؟ من از کودکی به موسیقی علاقه زیادی داشتم. در 11 سالگی موسیقی را با نواختن گیتاری که هدیه تولدم بود آغاز کردم. زمانی که 14 سال بیشتر نداشتم اولین آهنگسازی خودم رو برای ترانه "ای قایقران به کجا می روی" انجام دادم که ضیا اون رو خونده. دبیرستان البرز درس می خواندم. برادر و خواهرم در لندن درس می خواندند و به من پیشنهاد کردند که برای آشنایی بیشتر با موسیقی به لندن سفر کنم. در 14 سالگی به لندن رفتم و چند سال بعد در دانشگاه سلطنتی موسیقی لندن در رشته "جاز کلاسیک" تحصیلاتم را تا مقطع فوق لیسانس ادامه دادم. نواختن پیانو و کیبورد در کنار گیتار در همین زمان آغاز شد. در لندن موسیقی به طور کلی یه چیز درست و حسابی بود و من عضو گروهی بودم. در 25 سالگی برگشتم ایران.
وقتی از انگليس به ايران بازگشتی به چه صورت فعاليت هنريت را ادامه دادی؟ با گروهی که درست کرده بوديم بر روی صحنه های مختلف می رفتيم ولی کارهای غير فارسی اجرا می کرديم. يک گروه هم داشتيم به نام ربيلز (Rebels) که من در آنجا کی بورد می زدم و آهنگ های آرام تر را اجرا می کردم و شهرام شب پره هم جاز می زد و آهنگ های تند را اجرا می کرد ... زندگی خيلی ساده تر بود.
سياوش به شصت سالگی چطور نگاه می کند؟ خيلی قشنگه ... آن مشکلاتی که در 35 سالگی داری ديگر وجود ندارند ... مسائل را زودتر و راحت تر درک می کنی ... نه اينکه فکر کنی به هر آنچه خواستم رسيدم ... نه چون من کار خوانندگی را در سن 49 سالگی شروع کردم و هنوز کار دارم ولی زندگی در اين سن راحت تر است .
از اولین آلبومت بگو ؟ آلبوم فرنگیس را در سال 1352 زمانی که حدودا 27 ساله بودم کار کردم. از این آلبوم در آن روزها استقبال خوبی شد. چون همه مردم مرا آهنگساز آهنگ های ابی می دانستند و براشون جالب بود وقتی فهمیدن خوانندگی هم می کنم. البته خوانندگی برای من تفننی بود و من دیگه نخوندم تا سال 1981.
اگر سياوش خواننده نمی شد چه کار ديگری را دوست داشت که انجام بدهد؟ نقاش يا نويسنده ... با قلمو و رنگ می تونی اثری را خلق کنی که فرد ديگری با نگاه به آن تو را تحسين کند ... افکار قشنگی هم در ذهنم دارم که دوست دارم بنويسمشان اما وقت نيست .
سياوش که ما امروز بر روی صحنه می بينيم با آن سياوش آرامی که بايد ازش خواهش می کرديم که آهنگی را برای ما بنوازد بسيار فرق کرده است، حالا با حرکات متفاوت و مختص خودش دو سه ساعت بر روی صحنه تحرک دارد، دليل اين تحول در حرکاتت چی بود؟ موزيک تنها دليلش بود. من دوازده سال با استيو مک کرام کار می کردم ولی حس کردم که استيو با سرعت من پيش نمی ره، برای همين همکاريم را با اروين شروع کردم، بهش گفتم که من می خواهم موسيقی ترنس را با کلام فارسی اجرا کنم. ريتمهای جديد و موسيقی جديد منو تکان می ده، در واقع همراه ريتم بدنم هم حرکت می کند.
آدم عصبی هستی ؟ عصبی هستم اما برای خودم. با اطرافيانم آرام هستم .
صحبت های اطرافيان در موردت برايت اهميت دارد؟ به هيچ وجه.
در جامعه هنری، دوستی داری؟ دوست دارم ولی رفيق ندارم، می دونی معاشرتی با کسی ندارم .
اگر خواننده ای آهنگ تو را بدون آنکه نامی از تو ببرد اجرا کند ناراحت می شوی؟ ناراحت نمی شم که چرا اسم من را نبرده چون به اندازه کافی برای خودم اسم دست و پا کردم ولی آزارم می دهد که چرا با يک آدم غير حرفه ای کار کردم. با ترانه سرايانی به تازگی کار می کنی که نامشان برای ما زياد آشنا نيست، دليل اين مسأله چيست؟ فکر می کنم که ترانه سرا های ما به روز ترانه نمی گن ... با جوانها کار می کنم چون جوانها بايد تشويق بشوند و اونها حرف هم را بهتر می فهمند.
ازدواج ؟ پنج بار ازدواج کردم ... يک پسر دارم به نام عليرضا که در شيراز زندگی می کند که با هم در تماس نيستيم چون زندگيش مورد تأييد من نيست.
شايعه هست که پسرت خواننده است ؟ منم شنيدم ... ولی گوشه و کنار می خونه ... نه به صورت حرفه ای ... ، نظر من اينست که انسانهايی بايد بچه به دنيا بياورند که مطمئن باشند که می توانند مسئوليتش را از هر جهت برای مدت طولانی تقبل کنند .
زن در زندگی تو چه نقشی دارد ؟ بسيار زياد ... همه جور زن ... همسر آدم ... همکار زن ... دوست ... حتی مادر.
الان زنی در زندگی تو هست ؟ بله! به نام نازنين مرعشی که 4 سال است با هم هستيم و بسيار هم از زندگيم راضی هستم .
فاصله بين آلبوم خواب بارونی تا آلبوم بعدی تو خيلی زياد بود، دليلش چی بود؟ اصلا بگو آلبوم حکایت زودتر منتشر شد یا خواب بارون؟ آلبوم خواب بارون 10 سال زودتر از حکایت ساخته شد ولی بعد از حکایت منتشر شد. میدونی اوایل انقلاب که ما تازه اومده بودیم آمریکا نمی تونستیم آلبوم منتشر کنیم، شرکتی نبود، اما 10 سال بعد که جا افتادیم شرکت هایی تاسیس شدن که بعضی هاشون قبل انقلاب تو ایران بودند مثل "پارس ویدئو" و "ترانه" شرکت های جدیدی هم مثل: "آونگ" و "کلتکس رکوردز" تاسیس شدند و بالاخره "پارس ویدئو" پذیرفت آلبوم "خواب بارون" رو پخش کنه.
سال 1981 آن آلبوم در آمريکا همراه با دوستم جمال نادر تهيه شد، من قصد نداشتم بخونم، می خواستيم حوصلمون سر نره ... ولی بعد با اصرار مسعود فردمنش که خيلی شعرهاشو دوست دارم آلبوم حکايت را چند سال بعد بيرون دادم .
خوانندگی تا کی ؟ نمی دونم.
لذت در زندگی چيه ؟ وقتی شعری که دوست دارم به دستم می رسه و ملودی قشنگی را روش می ذارم و کار خوب داره می شه لذت می برم .
خواننده و موسيقی مورد علاقه ات ؟ جرج مايکل ، چون همه کارهاشو خودش می کند. به تازگی هم به موسيقی عربی علاقمند شدم و به نظرم خيلی خوب کار می کنند. موسيقی ترنس هم که هميشه مورد علاقه ام بوده .
فاصله سنی بين تو و همسرت مشکلی را برای تو به وجود نمی آره ؟ نه. به هيچ وجه، مثل ارتباطم با جوانهای ديگر است .
سياوش چه خصيصه ای دارد که هرکسی بهش نزديک می شه عاشقش می شه ؟ صداقتم يا روحياتم .
موسيقی امروز ما رنگی هست يا سياه و سفيد ؟ رنگی که نيست هنوز سياه و سفيد هم نيست، مثل فيلم های قديمی قهوه ای است. اين روزها به خاطر عشق کسی خواننده نمی شه و بی رويه تعداد آنها زياد می شه ... اصل کار از بين رفته .
موسيقی داخل کشور چی ؟ دقيقا همين طور، مثل اينجا شروع خوبی داشت ولی الان حرف های نامربوط با موسيقی های ناخوشايند زياد شده مشابه سياوش و ابی و داريوش در داخل کشور زياد شده،
اين موضوع تو را اذيت نمی کنه ؟ نه ... ولی به نابرابری ها اعتراض می کنم ، البته نه به صورت گسترده بلکه خيلی دوستانه. که شبيه سياوش در ايران اجازه فعاليت دارد ولی وقتی يغما گلرويی کتاب شعرش را به من تقديم می کند جلوی چاپ آن گرفته می شود .
دوست داری آهنگساز بشناسنت يا خواننده ؟ بعنوان سياوش قميشی که موزيسين 45 سال هست که فعاليت می کند و سعی می کند سطح موسيقی را بالا ببرد .
شايعه اينکه ديگر تصميم نداری آلبومی برای خواننده ديگری بسازی درسته ؟ من برای آلبوم ستاره های سربی ابی به جز ساختن ملودی کار تهيه کنندگی را هم انجام دادم ، يعنی اکثر مطالب زير نظر من انجام می شد اينکه تنظيم آهنگی را چه کسی انجام بده يا اينکه ترتيب آهنگها چطور باشه ... ولی برای شب نيلوفری من فقط ملودی را ساختم چون با اختلاف نظرهای زيادی روبرو شديم. من در هيچ موضوع ديگری دخالت نکردم .
چه شرايطی بايد باشد که به کسی آهنگی را بدی ؟ بايد صدايش را دوست داشته باشم و با اخلاقش مشکلی نداشته باشم چون کار يک روز و دو روز نيست. البته الان با خواننده ای آشنا شدم به نام فيروزه که دارم برايش سی دی کاملی تهيه می کنم و حتی شعرهای خودم را هم با او تقسيم کردم و کارم را دارم با وسواس زيادی انجام می دهم و به کارش اطمينان دارم و مطمئنم که نتيجه خوبی خواهد داشت .
برای چی دلتنگی می کنی ؟ شمال، سياه بيشه، رامسر، شاه عبدالعظيم، اهواز، آبادان .
چه آرزويی داری ؟ ياد گرفتم که توقعم از زندگی کم باشه. الان همه چيز خوبه و خوشبختم .
سخن آخر ؟ هميشه برقرار و سالم و سرحال و اميدوار باشيد و بگذاريد که غم نااميدتون نکند، زندگی در حال تغيير است پس هميشه اميد هست.

نوشته شده در 89/08/08ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

آموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد .

 

نوشته شده در 89/08/08ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

چند سالی است چهارم آوریل به روز مبارزه با بالش نام گذاری شده است و این مبارزه در بیش از ۱۰ کشور دنیا از جمله انگلستان، هلند، استرالیا، مالزی و … انجام می‌شود بطوریکه به محبوبیت بالایی هم دست پیدا کرده است.

در این همایش مفرح جمعیت علاقمند در نقاط تعیین شده گرد هم می‌آیند و با بالش‌هایی که معمولا با پر قو پر شده است به کتک زدن یکدیگر می‌پردازند!برای شرکت در این همایش‌ها محدودیت سنی وجود ندارد و کودکان و بزرگسالان همگی می‌توانند در این مبارزه شرکت کنند. هرچند وسیله‌ای که برای مبارزه استفاده می‌شود خطرناک نیست اما در اطراف محل برگزاری اکیپ‌های اورژانس و پزشکی هم به فعالیت می‌پردازند تا بتوانند از مصدومین احتمالی مراقبت به عمل آورند. پیشبینی می‌کنیم هرساله به تعداد کشورهای شرکت کننده افزوده شود. بخشی از تصاویر گرفته شده از کشورهای مختلف در این روز

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در 89/08/07ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

آب سیب از سکته قلبی پیشگیری می کند

 


 


ضرب المثل "یک سیب در روز شما را از دکتر بی نیاز می کند" را به "یک لیوان آب سیب در روز شما را از مراجعه به متخصص قلب، بی نیاز می کند"، تغییر دهید.

چرا که گروهی از محققان دانشکده پزشکی "یو سی" در ایالات متحده آمریکا دریافته اند که نوشیدن آب سیب، از ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و نهایتا سکته های قلبی، پیشگیری می کند.

به گزارش خبرگزاری بی بی سی، دانشمندان، این اثرات مثبت را ناشی از وجود "فیتو نوترینت ها" می ‌دانند.

بررسی های متعدد دانشمندان، حاکی از آن است که "فیتونوترینت ها" در کاهش LDL (کلسترول بد) بسیار کارآمد هستند و از اکسید شدن آن جلوگیری می کنند و در واقع خاصیت آنتی اکسیدانی دارند.

چرا که زمانی که LDL اکسید می شود، موادی به نام "پلاک" را به وجود می آورد که پلاک ‌ها با چسبیدن به دیواره عروق، باعث تنگ شدن دیواره رگ ها شده، تصلب شرائین و سکته‌های قلبی را موجب می شوند.

فیتونوترینت ها در کاهش LDL (کلسترول بد) بسیار کارآمد هستند و از اکسید شدن آن جلوگیری می کنند و در واقع خاصیت آنتی اکسیدانی دارند.

"دایان هیسون" متخصص تغذیه و رئیس تیم تحقیق می گوید:
" تحقیقات قبلی نیز نشانگر آن بود که مصرف میوه و سبزی از خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی می کاهد، اما این اولین تحقیق کلینیکی است که به بررسی ترکیبات فعال و سودمند در آب سیب و میوه سیب می پردازد."

جالب است بدانید که این بررسی ها نشان داد که تنها پس از شش هفته نوشیدن آب سیب، اثرات سودمند آن ظاهر می شود.

خانم هیسون، معتقد است که "تنها با ایجاد این تغییر کوچک در رژیم غذایی و گنجاندن میزان متوسطی از آب سیب(1 لیوان آب سیب خالص یا دو عدد سیب کامل) در برنامه غذایی روزانه قادر به کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی به طرز چشمگیری خواهیم بود.

 

نوشته شده در 89/08/07ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |

 

حداقل ده‌ها تن از پسران و دختران جوان انگلیسی در اینترنت دنبال افرادی می‌گردند که برای

خودکشی به‌ آن‌ها کمک کنند!

به گزارش «فردا» و به نقل از تایمز، کارشناسان نسبت به استفاده جوانان از سایت‌های

ناشناسی که به آن‌ها برای خودکشی کمک می‌کنند بیم داشته و هشدار داده‌اند. این واهمه

از سرنوشتی است که برای جوان لی (۳۴) ساله و استیفان (۳۵) ساله اتفاق افتاد. این

دوجوان پس از آشنایی در اینترنت با یکدیگر قرار گذاشتند تا با گاز داخل ماشین خودکشی کنند.

موضوع شگفت‌آورتر هم این بود که این دختر و پسر جوان تا دقایقی قبل از خودکشی یکدیگر

را ندیده و نمی‌شناختند. اما قرار خودکشی مشترک این جوان زمانی گذاشته شده بود که

استیفان به درخواست شخصی که در یکی از شبکه‌های اینترنتی گفته بود دنبال فردی است

که باهم سوار ماشین شوند ( کنایه از قطار مرگ) پاسخ مثبت داده بود.

با توجه به فعالیت سایت‌های اینترنتی و افرادی که در این شبکه جوانان را تشویق به انتحار و

خودکشی می‌کنند تعدادی از فعالان اجتماعی علیه این پدیده در انگلستان اقدام به مبارزه و

پیگیری‌های قضایی علیه آن‌ها کرده اند. اما با وجود اقدامات صورت گرفته در این کشور هنوز

هم جوانانی که علاقه‌مند به خودکشی هستند می‌توانند به‌راحتی با کمک گرفتن از اینترنت به

شماره تلفن و نام افرادی برسند که آن‌ها را کمک می‌کنند تا دست به خودکشی بزنند. و این

به همان شیوه‌ای است که جوان و استیفان به آن عمل کردند.

شریک خودکشی

به همین شیوه یک آگهی برای خودکشی در اینترنت توسط زنی منتشر شده است که گفته

است من تنها زندگی کرده ام اما به دنبال کسی هستم که با آن سوار قطار مرگ شوم. او در

ادامه نوشته است من در ایرلند شمالی زندگی می کنم اما می‌توانم به انگلستان سفر کنم

اگر تو برای خودکشی جدی هستی همین الان با من تماس بگیر.

زن دیگری شماره تلفن همراه خود را در اینترنت منتشر کرده و در آخر آگهی خود آورده است:

من دختری از لندن هستم که فعلا به سرعت دنبال شریک خودکشی برای خود می‌گردم.

سومی هم نوشته است: سی سال دارم و اهل چین هستم الان در انگلستان درس

می‌خوانم مدت زمان طولانی‌ای بود که به خودکشی علاقه پیدا کرده بودم اما این اقدام برایم

سخت و مشکل بود. برای همین هم الان دنبال شریک مناسبی برای این کار می‌گردم و شدیدا

می‌خواهم که هر چه سریعتر از این دنیا بروم و به زندگی خود پایان ببخشم ولی تنهایی

نمی‌خواهم این کار را انجام دهم.

هیچ‌کس نمی‌داند این افراد هنوز هم زنده‌اند یا مرده. اما مثل این آگهی و درخواست ها

همچنان روزانه در صفحات اینترنتی منتشر می‌شود. کارشناسان معتقدند حداقل تا کنون ۳۹

نفر در انگلستان که بیشتر آن‌ها افراد کمتر از چهل ساله بوده‌اند پس از مشورتی که در

اینترنت داشته اند خودکشی کرده اند.

گفتنی است اولین نوع از این مدل خودکشی‌ها در ژاپن و در سال ۱۹۹۸ بوده است. حال پس از

گذشته سال‌ها خودکشی ها در ژاپن بیشتر با موادشیمایی و داخل خانه است. گزارش‌ها

نشان می‌دهد تاکنون ۵۰۰ نفر حداقل در شش ماه گذشته به این شیوه خودکشی کرده اند.

 

نوشته شده در 89/08/07ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط محسن دادمهر| |